کارنامه کوتاهی از برترین هنرمندان یکصد سال گذشته ایران برای نسل آینده
سخنی با نوجوانان
دکتر میکائیل خسروی عضو هیئت مدیره کانون نظرسنجی پاسارگاد
چه بسا بسیاری از شما هنوز حتی نام بزرگان هنر و فرهنگ مان را نشنیده باشید لذا برای یاد آوری و ذکر خیر بزرگان فرهنگ و هنر ایران به اجمال نگاهی و اشاره ای کوتاه دارم بر دستاوردهای آنها .
۱- کمال الملک = "محمد غفاری "نقاش بزرگ اواخر قاجاریه ، صاحب اثر تالار آینه (که بسیاری معتقدند هنوز اثر نقاشی به این زیبای خلق نشده است) چندین شاگرد او جزو صد هنرمند برگزیده قرن هستند از جمله استاد مرحوم ابوالحسن خان صدیقی و استاد مهدی سجادی ، نقاش مقیم پاریس .
2- اُُرد بزرگ = طنزآرای برتر ایرانی صاحب اثر جهانی " یادت همچنان باقیست " هنرمندی وطن پرست بوده که تا کنون صدها کاریکاتوریست تربیت نموده است اولین کتاب آموزش طنزآرایی ایران را نگاشته است در مورد او کتابهایی نگاشته اند از جمله " برآیند " که حاوی سخنان حکیمانه اوست و " قاره کهن " که تفکر اجتماعی و تاریخی اش را نشان می دهد کتاب "برانگیختگان " نیز در مورد همانندیهای فکری ارد بزرگ با فردریش نیچه و جبران خلیل جبران است .
3- استاد ممیز = پدر گرافیک نوین ایران ، او با شناخت هنر مدرن و تلفیق آن با سمبولهای تاریخی ایران توانست گرافیک ایران را بومی کند او اولین کتابهای آموزشی این هنر را در ایران نوشت و شاگردان بسیاری تربیت کرد
4- ابوالحسن خان صدیقی = سازنده زیباترین اثر مجسمه سازی تاریخ ایران (مجسمه نادر شاه افشار )، صاحب اثر جاودانه مجسمه فردوسی ، و صدها اثر ماندگار دیگر، سفرای دیگر کشورها پیشتر لقب میکلانژ شرق را به او داده اند
5- هوشنگ سیحون = طراح اثر جاودانه آرمگاه حکیم عمر خیام که به اعتقاد بسیاری زیباترین بنای یادبود عصر حاضر بوده است البته بناهای دیگری همچون بوعلی سینا در همدان و کمال الملک در نیشابور و آرامگاه نادرشاه افشار از دیگر آثار ماندگار استاد است شاگردانش به او لقب "مرد بناهای ماندگار" را داده اند
6- مسعود کیمیای = سازنده فیلم قیصر که به اعتقاد بسیاری از منتقدان سینما همچنان بهترین اثر تاریخ سینمای ایران است فیلم دیگر او یعنی گوزنها شاید تنها فیلمی باشد که در تاریخ سیاسی ایران نیز نامش درج شود چرا که هنگام دیدن این فیلم در سینما رکس آبادان 400 نفر زنده زنده در آتش سوختند ، و راز قتل آنها همچنان جزو ابهامات تاریخ است
7- مهدی اخوان ثالث(م.امید)= صاحب اثر زمستان که شاید کمترین ایرانی فرهنگ دوستی آن را نشنیده و یا حفظ نباشد این شعر به اعتقاد همگان بهترین شعر نوی تاریخ معاصر ایران است اخوان توانست موج تجدد در شعر را با غنای شعر کلاسیک ایران تلفیق کند و به اعجازی قدرتمند در کلام دست یابد
8- صادق هدایت = پدر رمان نویسی مدرن ایران او صاحب اثر جهانی بوف کور است که تاکنون به دهها زبان زنده جهان ترجمه شده است دلایل تراژدی مرگ او همچنان در پرده ابهام است او صاحب دهها نوشته و رمان بوده که بسیاری از آنها در حال حاضر حالت مرجع را دارند و تعدادی هم منبع الهام نمایشنامه نویسان و دست اندرکاران عرصه سینما شده است
9- بهروز وثوقی = بازیگر خوش سیمای دهه پنجاه ایران او با فیلم قیصر جاودانه شد البته بازیهای او در فیلمهای دیگری همچون رضا موتوری ، سوته دلان و گوزنها نیز جزو شاهکارهای تاریخ سینما محسوب می شود
10- کاوه گلستان = عکاس صحنه های درگیری و تغییر نظام سیاسی در ایران ، او صاحب ماندگارترین عکسهای تاریخ انقلاب سال 1357 است آثاری که در پشت خود شجاعت و حس مسئولیت عکاس را نشان میدهد مسلما کتابهای تاریخ آیندگان با آثار او زینت خواهد شد
11- حسن شماعی زاده = تقریبا اکثر آهنگهای زیبای خوانندگان پاپ دهه پنجاه و شصت ایران را او ساخته است با ساخته های او بسیاری ستاره شده اند و چون از او دور شدند افول کردند آثار میهن پرستانه او شاید هیچ وقت دیگر تکرار نشود آنهای که با موسیقی پاپ آشنایی دارند قدرت تسلط او را، بر سازها و همچنین فولکلور نواحی و مناطق مختلف ایران را می ستایند
12- استاد شجریان = او قافله سالار موسیقی سنتی ایران در دو دهه گذشته است او توانست موسیقی سنتی در حال نابودی ایران را از دل تاریخ بیرون کشیده و با حفظ ویژه گیهای آن در قالبی منظم و منطقی دوباره به عرصه وارد کند بی تردید او مسلط ترین هنرمند موسیقی سنتی حال حاضر ایران است البته چالش او با غول رسانه ای ایران یعنی صدا وسیما ، سالها او را در کانون توجه فرهنگ دوستان قرار داده بود
13- استاد کابلی خوانساری = کسی که توانست به تنهای خط شکسته نستعلیق ایران را احیا کرده و قوانین و نظمی مدرن به آن بدهد هرچند او تقریبا در حاشیه خوشنویسان دولتی ایران قرار گرفته است اما توانسته بهترین شاگردان شکسته نویس ایران را تربیت کند به واقع او صاحب جایگاهی است که در صدها سال است کسی نتوانسته بود پر کند
در پایان یاد آوری یک نکته را ضروری می دانم و آن مطلب این است که اگر ستارگان آسمان هنر کشورمان را نادیده بگیریم آنگاه چیزی برای اثبات هویت ایرانی خود نخواهیم داشت ! .
در تمام اعصار ، هنرمندان پیشرو حافظان مرزهای فرهنگی کشور بوده اند و چه بسا در حال حاضر کشورها و قومیت های خود ساخته ای باشند که با ابزار هنر برای خود تاریخ ! و فرهنگی نوین می سازند و تاسف بارتر آنکه ، بسیاری از جوانان ما آن فرهنگ های کذای را عین حقیقت می پندارند و متاسفانه بزرگان فرهنگ خویش را منکر...
صادق هدایت پس از کمال الملک ، ارد بزرگ ، مرتضی ممیز ، ابوالحسن خان صدیقی، هوشنگ سیحون ، مسعود کیمیایی و مهدی اخوان ثالث بیشترین رای ایرانیان را در نظرسنجی پاسارگاد کسب کرد در اینجا زندگینامه او همراه با تعدادی از آثارش را تقدیم می کنم
صادق هدایت در سه شنبه 28 بهمن ماه 1281 در خانه پدری در تهران تولد یافت. پدرش هدایت قلی خان هدایت (اعتضادالملک) فرزند جعفرقلی خان هدایت(نیرالملک) و مادرش خانم عذری- زیورالملک هدایت دختر حسین قلی خان مخبرالدوله دوم بود. پدر و مادر صادق از تبار رضا قلی خان هدایت یکی از معروفترین نویسندگان، شعرا و مورخان قرن سیزدهم ایران میباشد که خود از بازماندگان کمال خجندی بوده است. او در سال 1287 وارد دوره ابتدایی در مدرسه علمیه تهران شد و پس از اتمام این دوره تحصیلی در سال 1293 دوره متوسطه را در دبیرستان دارالفنون آغاز کرد. در سال 1295 ناراحتی چشم برای او پیش آمد که در نتیجه در تحصیل او وقفه ای حاصل شد ولی در سال 1296 تحصیلات خود را در مدرسه سن لویی تهران ادامه داد که از همین جا با زبان و ادبیات فرانسه آشنایی پیدا کرد.
در سال 1304 صادق هدایت دوره تحصیلات متوسطه خود را به پایان برد و در سال 1305 همراه عده ای از دیگر دانشجویان ایرانی برای تحصیل به بلژیک اعزام گردید. او ابتدا در بندر (گان) در بلژیک در دانشگاه این شهر به تحصیل پرداخت ولی از آب و هوای آن شهر و وضع تحصیل خود اظهار نارضایتی می کرد تا بالاخره او را به پاریس در فرانسه برای ادامه تحصیل منتقل کردند. صادق هدایت در سال 1307 برای اولین بار دست به خودکشی زد و در ساموا حوالی پاریس عزم کرد خود را در رودخانه مارن غرق کند ولی قایقی سررسید و او را نجات دادند. سرانجام در سال 1309 او به تهران مراجعت کرد و در همین سال در بانک ملی ایران استخدام شد. در این ایام گروه ربعه شکل گرفت که عبارت بودند از: بزرگ علوی، مسعود فرزاد، مجتبی مینوی و صادق هدایت. در سال 1311 به اصفهان مسافرت کرد در همین سال از بانک ملی استعفا داده و در اداره کل تجارت مشغول کار شد.
در سال 1312 سفری به شیراز کرد و مدتی در خانه عمویش دکتر کریم هدایت اقامت داشت. در سال 1313 از اداره کل تجارت استعفا داد و در وزارت امور خارجه اشتغال یافت. در سال 1314 از وزارت امور خارجه استعفا داد. در همین سال به تامینات در نظمیه تهران احضار و به علت مطالبی که در کتاب وغ وغ ساهاب درج شده بود مورد بازجویی و اتهام قرار گرفت. در سال 1315 در شرکت سهامی کل ساختمان مشغول به کار شد. در همین سال عازم هند شد و تحت نظر محقق و استاد هندی بهرام گور انکل ساریا زبان پهلوی را فرا گرفت. در سال 1316 به تهران مراجعت کرد و مجددا در بانک ملی ایران مشغول به کار شد. در سال 1317 از بانک ملی ایران مجددا استعفا داد و در اداره موسیقی کشور به کار پرداخت و ضمنا همکاری با مجله موسیقی را آغاز کرد و در سال 1319 در دانشکده هنرهای زیبا با سمت مترجم به کار مشغول شد.
در سال 1322 همکاری با مجله سخن را آغاز کرد. در سال 1324 بر اساس دعوت دانشگاه دولتی آسیای میانه در ازبکستان عازم تاشکند شد. ضمنا همکاری با مجله پیام نور را آغاز کرد و در همین سال مراسم بزرگداشت صادق هدایت در انجمن فرهنگی ایران و شوروی برگزار شد. در سال 1328 برای شرکت در کنگره جهانی هواداران صلح از او دعوت به عمل آمد ولی به دلیل مشکلات اداری نتوانست در کنگره حاضر شود. در سال 1329 عازم پاریس شد و در 19 فروردین 1330 در همین شهر بوسیله گاز دست به خودکشی زد. او 48 سال داشت که خود را از رنج زندگی رهانید و مزار او در گورستان پرلاشز در پاریس قرار دارد. او تمام مدت عمر کوتاه خود را در خانه پدری زندگی کرد.
کتابهای صادق را دریافت کنید
برای استفاده از کتابها نرم افزار آکروبات را باید داشته باشید